در زیر عباراتی از برجام (نسخه فارسی که وزارت خارجه در اختیار عموم گذاشته) مورد بررسی قرار گرفته است، در هر مورد شماره صفحه و شماره خط از ابتدای صفحه نیز آورده شده است:
1. دیباچه خط چهارم: از تغییربنیادین در نگرش ها صحبت شده، در ادامه ی برجام سراسر تعهدات دقیق ایران در مقابل تعهدات غیر شفاف، کلی و نسیه طرف مقابل دیده می شود، ایران از موضعی قابل تحریم در این سند برخوردار است و تضمین عملکرد ایران به برجام ادامه ی تحریم ها و تضمین طرف های مقابل فقط منزوی شدن در جامعه بین المللی است ضمن اینکه عدم التزام هر یک از 5+1 به معنای عدم التزام طرف مقابل ایران نیست و فقط یک کشور را در میان بقیه کشورها منزوی می کند ولی ایران اگر پا را کج بگذارد یک قرارداد بین المللی را نقض کرده است. برای رفع این مشکل در نامه مقام معظم رهبری استفاده از تضمین قوی پیشنهاد شده است که در عمل این تضمین اخذ نگردید. در بسیاری موارد تعهدات ایران دقیق و به همراه درصد غنی سازی و بازه ی زمانی است و تعهدات طرف مقابل تلاش و سعی برای حفظ فضای همکاری با ایران است و همین مساله است که باعث بوجود آمدن پدیده روح برجام و نادقیق بودن ادعا های ایران می باشد. حتی در چند جا صحبت از این شده که ایران برای مدت 15 سال فلان تعهد را دارد و برای بعد از آن نیز قصد ندارد تعهد را نقض نماید! در جایجای این توافق در مورد آمریکا از نقش کنگره و رئیس جمهور صحبت شده ولی رئیس جمهور ایران نوعی فرد با نفوذ و اراده بینهایت شناخته شده است. منوط کردن تعهدات به عبارت "در چارچوب اختیارات رئیس جمهور" می توانست موثر واقع شده و راهی برای کاهش سلطه از طریق برجام باشد. در مورد کشور آمریکا حتی به ناتوانی رئیس جمهور در نفوذ کامل در تصمیمات ایالتی نیز اشاره شده که راهی برای تصویب دوباره تحریم ها در سطح ایالتی را برای آمریکا به ارمغان آورده است(صفحه 14، خط 10). در خط 13 از صفحه 14 برجام گفته شده تحریم های هسته ای دیگری علیه ایران قابل تصویب نیست ولی راه برای تصویب تحریم به بهانه های دیگر و همچنین بازگرداندن تحریم های قبلی با عناوین حقوق بشری و تسلیحاتی وجود دارد که این موضوع خلاف نامه مقام معظم رهبری است.
2. دیباچه، خط پانزدهم: اشاره به اعتماد طرف مقابل به ایران شده و در انتهای پاراگراف نیز گفته شده برجام نگرانی های 5+1 را مد نظر قرار می دهد. این مطالب موجب یک طرفه شدن قرارداد شده است تا آنجا که نگرانی های ایران مطابق با نامه مقام معظم رهبری مورد نظر قرار نگرفته است.
3. در صفحه سوم خط چهاردهم گفته شده برجام برای دسترسی به تامین مالی، تجارت، فناوری و انرژی است، برجام آیا برای دسترسی به چیزی است که متعلق به ایران است یا دسترسی به موارد فوق الذکر اینطور جلوه داده شده که برجام موهبتی برای ایران در پی دارد و آیا غیر از اینست که برجام راهی برای دسترسی به اموال خارجی ایران است؟
4. محدودیت های اعمال شده بر سانتریفیوژها: در صفحه 6 خط 12 اشاره شده که فقط تعداد اندکی سانتریفیوژ از نوع آی آر 1 در نطنز قابل نگهداری هستند و در خط 22 آمده که ایران فقط اجازه ساخت یک نوع سانتریفیوژ را دارد، ایران در صفحات 26 و 27 محدودیت های دقیقی را بر میزان غنی سازی و حتی تعمیر و نگهداری سانتریفیوژ ها پذیرفته است. در صفحه 6 خط 19 گفته شده ایران به روش های دیگر غنی سازی وارد نخواهد شد، آیا این موارد باعث سلطه پذیری ایران و نقض اصول 2، 121 و 152 نیست و این قرارداد نباید بر اساس اصل 153قانون اساسی ملغی گردد؟ آیا پذیرش این موضوع ناقض حق تحقیق و توسعه مصرح در نامه مقام معظم رهبری نیست؟ تحقیق و توسعه در قانون مجلس نیز مورد تاکید قرار گرفته است. بر اساس صفحه 25 خط 18 ایران برای تحقیقات غنی سازی آن هم در مقدار کم باید موافقت کمیسیون مشترک را اخذ کند و همچنین در خطوط بالاتر محدودیت هایی روی تحقیقات متالورژی اورانیوم و پلوتونیوم را پذیرفته است.
5. صفحه 7 خط 4: گفته شده فقط در نطنز غنی سازی وجود داشته باشد و در فردو غنی سازی، تحقیق و توسعه و انبارش تعطیل شود آیا برای این نیست که فردو غیر قابل بمباران و نطنز به راحتی در دسترس بیگانگان است؟ این آیا باعث بوجود آوردن راه سلطه نظامی است؟
6. در پانزده سال آینده شاید برق هسته ای و راکتور اهمیت فعلی را نداشته باشد و دیگر کشورهای کمتری سوخت غنی شده را معامله نمایند با توجه به صفحه 7 خط 14 برجام و تکیه به واردات اورانیوم غنی شده از خارج می تواند به از کار افتادن نیروگاه های اتمی کشور منجر گردد و از لحاظ اقتصادی باعث وابستگی کشور و صنعت اتمی به اجانب شود که بر خلاف اصل 2، 121 و 153 قانون اساسی می باشد. با توجه به تعهدات ایران در برجام و تعلیق برگشت پذیر و برگشت ناپذیر بخش زیادی از غنی سازی و از دست دادن قدرت تحقیق و توسعه در این موارد که بر خلاف قانون مجلس و نامه مقام معظم رهبری است، این سلطه پذیری تشدید می گردد.
7. بر اساس اصل 125 قانون اساسی امضای آقای ظریف بعنوان نماینده رئیس جمهور در مذاکرات باید پس از تصویب مجلس انجام می گرفت که متاسفانه با توجه به حربه دشمن در ایجاد محدودیت زمانی، این کار انجام نشد و عده معدودی از قوه مجریه مسئولیت تعیین سرنوشت کشور را بدست گرفتند.
8. بر اساس خط ششم از صفحه 17، لغو تحریم ها بر اساس برجام ده سال پس از روز قبول توافق انجام می شود که بر خلاف نامه رهبر معظم انقلاب می باشد و تا آن موقع عاملی برای سلطه پذیری بوده و بر خلاف اصول 2، 121، 152 و 153 قانون اساسی می باشد.
9. مرجع حل اختلاف: در صفحه 17 خط 14 گفته شده موارد اختلافی به کمیسیون مشترک ارجاع می شود، در تعهدات برجام دو طرف وجود دارند، ایران و طرف مقابل، اما در کمیسیون مشترک 8 طرف، ایران، کشورها و نماینده اتحادیه اروپا. این موضوع به معنای نافذ نبودن ادعای ایران در مقابل 5+1 حتی در صورت ایفای تعهدات می باشد و یکی از طرفین یک رای و دیگری 7 رای دارد. در خط 22 به کمیته مشورتی سه نفره که از سوی هر یک از طرفین اختلاف یک نفر و یک عضو مستقل در آن هستند اشاره شده، آیا معنای استقلال مشخص است و می توان در کمیته مشترک فرد مستقلی را یافت؟ در نهایت موضوعاتی که مصداق عدم پایبندی اساسی نامیده می شوند موجب توقف برجام و ارجاع به شورای امنیت می باشد که ساز و کاری آسان برای تحریم مجدد و امتیازگیری از ایران هستند. در خط 7 از صفحه 18 آمده که در نهایت اگر در شورای امنیت قطعنامه ای بر تداوم لغو تحریم ها به تصویب نرسد، تحریم های قبلی مجددا اعمال خواهند شد و در نهایت اگر همه اعضای شورای امنیت بدون وتوی حتی یک عضو دایم به نتیجه لغو تحریم ها در مدت 30 روز از تاریخ ارجاع اختلافات طرفین برجام نرسند، تحریم های قبلی دوباره اعمال می شوند. در نهایت فرجام هر اختلافی (حتی اگر اختلاف بین 5+1 باشد یا حتی اگر ایران شاکی باشد) به ضرر ایران تمام می شود بنابراین برجام بنا بر اصل 152 و 153 قانون اساسی باید ملغی اعلام گردد. عدم وجود تضامین مد نظر رهبری از طرفین برجام باعث شده تا ساز و کار منوط به نظر کمیسیون مشترک و در نهایت اجماع شورای امنیت باشد.
10. برگشت ناپذیر بودن تعهدات ایران و در مقابل برگشت پذیر بودن تعهدات طرفین باعث شده تا برجام قراردادی ذلت بار برای ایران باشد چنانچه در صفحه 20 خط 18 به بتن ریزی اشاره شده و این در مقابل برگشت پذیر بودن توقف تحریم ها باعث مشود تا این قرارداد با اصول 2 و 121 و 152 قانون اساسی در تناقض باشد. اگر تعهدات طرف مقابل بر لغو تحریم ها در ابتدای کار بود و منوط به دوره ای 10 ساله از اعتماد سازی ایران نبود این قرارداد حافظ عزت کشور و یک قرارداد عادلانه به شمار می رفت، آنطور که مقام معظم رهبری در نامه خود اشاره فرموده اند.
11. در زیر نویس صفحه 31 آمده که آژانس اطلاعات برنامه غنی سازی و تحقیق و توسعه را با اعضای کمیسیون مشترک (آمریکا، اروپا، چین و روسیه) به اشتراک می گذارد، این موضوع باعث پذیرش نفوذ بیگانه به کشور و مخل اصل 3 قانون اساسی می باشد. در قانون مصوب مجلس نیز بر حفاظت اطلاعات کشور از دسترسی بیگانه تاکید گردیده است. همچنین در صفجه 35 خط 10 ایران در مورد نصب دستگاه های جمع آوری خودکار داده در سایت های هسته ای تعهد به تسهیل امور داده است و صحبتی از بازرسی آن ها و عدم جاسوسی و دزدی اطلاعات نشده است.
12. وابستگی بسیار زیادی به تامین سوخت راکتور تهران از خارج در برجام پذیرفته شده و در صفحه 33 خط 22 آمده که: سوخت راکتور تهران به صورت غنای بالا و در محموله های 5 کیلیویی تامین می شود، محموله بعدی پس از مخلوط شدن سوخت قبلی با آلومینیوم یا مصرف شدن آن در اختیار ایران قرار می گیرد. این محدودیت بر اکسید اورانیوم راکتور تهران اعمال شده و نشان از سلطه پذیری در زمینه مواد اولیه دارد، موادی که به پزشکی هسته ای کشور کمک می کنند و نیاز تحقیقاتی راکتور تهران را تامین می کنند. این موضوع بر خلاف اصول 2، 121 و 152 قانون اساسی می باشد. برای رهایی از سلطه لازمست تا با اخذ تضامین مطمئن و مورد نظر مقام معظم رهبری و مجلس محترم این بی اعتمادی دو طرفه حل و فصل گردد. اما برجام فقط منعکس کننده بی اعتمادی طرف مقابل به ایران و ناقض عزت کشور در سطح بین المللی می باشد و برای رفع این عدم اطمینان سلطه و وابستگی بر صنعت هسته ای کشور تحمیل شده است.
13. بنا بر صفحه 35 خط 12 صدور ویزای طولانی مدت برای بازرسان آژانس در تعهد ایران است که با حقوق حاکمیتی ایران در تناقض است و معلوم نیست آیا می توان این افراد را دیپورت کرد یا خیر؟ آیا می توان به فرد مورد نظر آژانس ویزا نداد یا خیر؟ در صورت درز اطلاعات و دزدی صنعتی و عملیات تروریستی با مشارکت این افراد، محاکمه آن ها چگونه است و مصونیت های آنان چیست؟ دادن تعهد بدون توجه به موارد مذکور نه تنها ناقض اصول 2، 3، 152 و 153 قانون اساسی و قانون مصوب مجلس در مورد برجام است بلکه می تواند به نوعی کاپیتولاسیون بازرسان آژانس و نمایندگان کمیسیون مشترک در کشور مبدل گردد.
14. دسترسی به اماکن نظامی مشکل دیگری در برجام است که بر خلاف قانون مجلس و اصول 2 و 3 و 121 و 152 و 153 قانون اساسی است. در صفحه 37 خط 5 گفته شده که دسترسی نباید با هدف مداخله در امور نظامی ایران باشد، باید دانست که هدف قابل ارزیابی نیست و بر این اساس می توان از مکان های نظامی نیز با ادعای هسته ای بازدید کرد. در انتهای پاراگراف از آژانس خواسته شده (نه اینکه آژانس ملزم شده باشد) که از اطلاعات محرمانه صیانت نماید. در صفحه 38 خط دوم به بعد گفته شده که اگر درخواست بازرسی از هر مکانی که آژانس بخواهد توسط ایران مورد قبول قرار نگرفت با رای 5 نفر از 8 عضو کمیسیون مشترک برجام (5+1، اتحادیه اروپا و ایران) تصمیم گیری شده و تصمیمات باید توسط ایران ظرف سه روز اجرایی شود. یعنی حتی اگر چین و روسیه نیز با ایران در عدم بازرسی موافق باشند باز هم رای بقیه کافیست تا از هر نقطه در ایران با بهانه هسته ای بازرسی بعمل آید.
15. تحریم ایسا بخش بیمه صراحتا در برجام (صفحه 57 بند 4.2 و 3 و 9) لغو شده و بر اساس برجام تمدید مجدد آن نقض برجام است. تحریم خرید و فروش اسکناس، پیام رسانی مالی بر اساس برجام در صفحات 55 تا 60 رفع شده اما در واقع گویی رفع نشده است!

0
0
0
s2sdefault